مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
223
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
كه همان الله عز و جل است و دومى عقل است و سومى عنصر كه عبارت است از جوهر قابل انتقال [ 1 ] . و اين جهان كه به ادراك بصرى درمىآيد ، برخاسته از همين عنصر است . و او معتقد است كه طبيعت عدد به ده ( عشره ) كه رسيد منتهى مىشود . و چون به ده رسيد رجوع به واحد دارد و عقيده دارد كه عشره ( ده ) بالقوّه از چهار ( اربعه ) موجود است و چنان است كه هر گاه اعداد از يك تا چهار گرد آيد عدد عشره ( ده ) استكمال يافته است . و ابن رزّام اين فصل را در « كتاب النقض على الباطنية » ياد كرده است . افلوطرخس گويد : و بدين گونه فيثاغورثيان [ 2 ] در باب عدد چهار ، قايل به قسمى عظيم بودند و در اين باب از اين شعر گواهى مىآورند كه : سوگند به حق آن چهار ، كه تدبيرگر نفوس ماست و اصل هر طبيعتى است . و پيوسته در سيلان است . هم بدان گونه است نفس كه در وجود ما تركيب يافته از چهار چيز كه عبارتند از عقل و علم و رأى و حواس ، و از اينهاست كه هر صناعتى برخاسته و هر پيشهاى . و از رهگذر آنهاست كه ما نفوس خويش را احساس مىكنيم . پس عقل همان يك ( واحده ) است از آن روى كه عقل به تنهايى اراده مىكند [ 3 ] و آن دومى كه محدود نيست [ 4 ] علم است ، زيرا كه هر گونه برهان و اقناعى از جانب اوست . و امّا سومى رأى است ، چرا كه رأى از آن جماعت است و چهارمى عبارت است از حواس . و از هراقليطس [ 5 ] حكايت كرده است كه او مبدأ هر چيز را آتش مىپنداشته است و بازگشت همه چيز را بدان . كه چون آتش فروكش كرد جهان شكل گرفت و در آغاز آتش انبوه چون فشرده شود و مجتمع گردد به گونهء زمين درآيد و چون زمين متحلّل شود
--> [ 1 ] اصل : و هو الجوهر القابل للانتقال ، در اصل الآراء ، ص 100 ، چنين است : « و الآخر هو العنصر القابل للانفعال » كه بهتر است ، با توجه به اينكه عنصر را به معنى هيولى به كار مىبرد و در دنبال مطلب هم مىگويد : « برخاسته از همين عنصر است » . [ 2 ] اصل : الفوياعوريون كه تصحيف الفوثاغوريون است و عينا اين مطلب در نسخهء باقى مانده از الآراء الطبيعية فلوطرخس ( چاپ عبد الرحمن بدوى ) در : ارسطوطاليس ، فى النفس ، ص 101 ، آمده است و در آن كتاب مانند بسيارى ديگر از متون فلسفى كهن فيثاغورث به صورت فوثاغورث يا بوثاغورس ديده مىشود ، براى نمونه به فهرست اعلام همان كتاب مراجعه شود . [ 3 ] اصل : « و ذلك انّ العقل انّما يجرى وحده » ، ولى در متن الآراء ، ص 101 ، آمده است : « و ذلك انّ العقل انّما يريد وحده » [ 4 ] اصل : « ليست بمحموده » . ما صورت درست را كه « ليست محدودة » است از متن الآراء ، ص 101 ، اختيار كرديم . [ 5 ] ترافليطس كه تصحيف يراقليطس ( هراقليطس ) است . مراجعه شود به فهرست الآراء و نيز متن كتاب .